Unnamed

one of the invisibles ...

Unnamed

one of the invisibles ...

fight club 1999! ...

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۴:۲۴ ق.ظ

دلم یه کیسه بوکس میخواد ...

خیلی وقته ...

می خوام به خاطر نداشتنِ یه خونه بزرگ به جونش بیوفتم ...

بالاخره یکی باید مقصر بشه ...

حالا که نگاه می کنم . خونم کوچیکه ...

کاش به اندازه کیسه بوکس جا داشت ...

فکر می کنم باید یه اتاق بوکس داشته باشم ...

فکر می کنم هر وقت یه خونه بزرگ خریدم یه اتاق رو میذارم برای بوکس ...

و این سوال آزارم میده که اون موقع دیگه بوکس می خوام چی کار !؟ ...

شاید دلیل اصلی این که آدم ها توی خونه های بزرگ اتاق بوکس ندارن همین باشه ...

آدم ها چیز هایی رو آرزو میکنند که وقتی بهش میرسند بهش نیاز ندارن ! 

این یه لوپ بی نهایته ... یه گردش خسته کننده ...  و یک پوچی همه گیر ...

گاهی آدم ها توی خونه های بزرگ هیچی ندارن ...

گاهی آدم ها اصلا چیزی ندارند ...

و گاهی به جایی نمی رسند چون کیسه بوکس ندارند ...









پ.ن ) همیشه چیزی برای جنگیدن داشته باش ...










۹۴/۰۵/۳۱

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی