Unnamed

one of the invisibles ...

Unnamed

one of the invisibles ...

بدون عنوان 1

چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۵۲ ب.ظ
پلک های پنجره را باز میکنم ...
در این سرما هم گرمم است ...
فکر می کنم به فکر کردنم ...
 این که چطور می شود به فکر کردن فکر کرد ...
و این که چطور دارم به این چطوری ها فکر می کنم ...
و تا بی نهایت انگار میرود ...
تا مرز هنگ کردن ...
و دوباره بی حوصله تر ، 
به افق های چند متری خانه نگاه می کنم ...
کسی از افق نمی آید ...
و کسی در آن محو نمی شود ...
 

۹۳/۱۲/۰۶

نظرات  (۲)

۰۷ اسفند ۹۳ ، ۱۰:۳۱ علیرضا محمدی
 کم کم داری به این نتیجه می رسونیم که راز یه نوشته ی خوب عصیان و نارضایتیه...
جمله های آخرت خیلی تر و تمیز در میاد
رازشو بعدن بهم بگو!...
پاسخ:
خخخخ ...
مرسی ممل جان !
ممل راست میگه!!!
پاسخ:
باز هم ممنون !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی