Unnamed

one of the invisibles ...

Unnamed

one of the invisibles ...

The rain ...

يكشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۹:۴۹ ب.ظ

من پیاده می شوم ...

تو برو ...

تو هم یکی دیگر ! ...

 من تا آخر خط نمی آیم ...

پیاده برایم بهتر است ...

و میان این راه مردن ، دل انگیز تر ...

تو باران نشدی ...

هیچ وقت نمی شوی ...

فقط او عطر خاک می داد ...

و تمام شد ... خیلی زود ...

تو نمان ...

آخر خطِ تو ، پشت دریاست ...

که نه جای من است ... 

نه جای باران ...

همان جا که سهراب می گشت ...

تو برو ...

تو از آنجا بنگر ...

به فواره ی سقوط من ...

به خاک بودنم ... پیاده رفتنم...

به من و باران ...

و به بارانی که نبود ...









P.S ) "Dont help them to bury the light ..."

۹۴/۰۱/۲۳

نظرات  (۲)

چرا انقدر پیچیده آخه؟؟؟
ترجمه کن لطفا!!
پاسخ:
چشم سید جان ...
زنگ میزنم ترجمه می کنم ! ...

کلا نفهمیدم توضیح بده ....!
پاسخ:
چشم ...!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی