Unnamed

one of the invisibles ...

Unnamed

one of the invisibles ...

واگرا ...

چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۱ ق.ظ
میگفت زندگی های ما مثل یه سری نمودارن ، یه سری خط 
که گاهی با هم برخورد میکنن 
گاهی شد که این تاس خیلی خیلی بزرگ عالم حکم داد
و برخورد کردیم و کمی گرد و خاک دلمون کم شد ...
الان فکر میکنم به آدم هایی که روزی مسیرشون فرق خواهد کرد
و فکر میکنم و برای اولین بار از این حجم وحشتناک واگرایی میترسم ...
برای اولین بار خودم رو توی پیری تصور میکنم ...
اون موقعی که چیزی جز داستان پخش شدن ها برام نمونده که تعریف کنم ...
و برای بچه ای که رو به روم توی داستانی کاملا متفاوت غرق شده بگم که همه این تقاطع های زندگیش روزی خاطره و اشک میشن ...
و اون نفهمه و این لوپ بی نهایت ادامه پیدا کنه ...
۹۶/۰۷/۱۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی